الفيض الكاشاني
253
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
است . پس آنچه از دشمن تو مىرسد زيانى به تو ندارد ، و وسوسهاى كه از نفس تو است و آن را براى خود پسنديدى ، نفست را بر آن سرزنش كن . در اين صورت وسوسهء شيطان و ستيز با او تا آنگاه كه با امتناع و كراهت آنها را ردّ كنى به تو زيان نمىرساند . خطورهايى كه عبارت از آگاهيها و يادآوريها و خيالات است و عوامل مهيّج ريا هستند همه از شيطان است . رغبت و تمايل به وسوسهها پس از اين خطورها از نفس است و كراهت داشتن از وسوسه از ايمان و نتايج خرد است ، جز اين كه شيطان در اينجا مكرى دارد و آن اين است كه هرگاه نتواند انسان را بر قبول ريا وادار كند در خيال او چنين مىآرايد كه صلاح قلب او در سرگرم شدن به ستيز با شيطان و ردّ آن و مجادله با اوست تا ثواب اخلاص و حضور قلب را از دل او بربايد ، زيرا سرگرم شدن به ستيز با شيطان و دور ساختن آن منصرف شدن از راز مناجات با خداست و اين عمل موجب مىشود كه از منزلت او در پيشگاه خدا كاسته شود . آنان كه در دور ساختن خطورهاى ريا ، از رياكارى رها مىشوند چهار درجهاند : 1 - كسانى كه شيطان را دور و او را تكذيب مىكنند . علاوه بر آن با او به ستيز مىپردازند و ستيز را طولانى مىكنند به اين گمان كه اين كار قلب را بيشتر در امان مىدارد در حالى كه بدون ترديد نقصان و كاستى است ، چرا كه انسان از مناجات با خدا و عمل به چيزى كه دنبال مىكرده باز مانده و به نزاع با دزدان پرداخته است و اين عمل نوعى نقصان در سلوك به سوى خداست . 2 - كسانى هستند كه مىدانند ستيز و پيكار با شيطان نقصانى در سلوك به سوى خداست از اين رو به تكذيب و دور كردن شيطان مىپردازند و به ستيز با او سرگرم نمىشوند . 3 - كسانى هستند كه به تكذيب شيطان هم سرگرم نمىشوند ، چرا كه آن توقّفى در مناجات است اگر چه مدّتش كم است ، بلكه در دلشان كراهت ريا و دروغگو بودن